خرید بک لینک
آواز عاشقانة ما در گلو شکست حق با سکوت بود صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی کند تنها بهانة دل ما در گلو شکست سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های عقده گشا در گلو شکست ای داد! کس به داغِ دلِ باغ دل نداد ای وای! های هایِ عزا در گلو شکست آن روز های خوب که دیدیم خواب بود خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست «بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت «آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و...خدا در گلو شکست قیصر امین پور

برچسب: دوم,اردیبهشت,زادروز,مرحوم,دکتر,قیصر,امین,پور, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

ای وای بر آن عشق که نفرین شده باشد

با خون دل سوخته تزیین شده باشد

من از عطش وصل به پرپر زدن افتم

او با دگری خسرو و شیرین شده باشد

ای وای بر آن عاشق رسوای بد اقبال

کز بخت بدش عاقبتش این شده باشد

برچسب: نفرین, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

1- ايجاد فضاي آرامبخش، شورآفرين و اطمينانبخشقطعا اصليترين وظيفه والدين ايجاد فضايي صميمي، دلگرمكننده، فرحبخش و شورآفرين است. چنين فضايي درون محيط خانواده، دغدغهها و نگرانيها را به حداقل ميرساند، امكان بروز استعدادها را ميسر ميسازد، تواناييهاي هوشي و عاطفي فرزندان را گسترش ميدهد و فرزندان را مسوول و متكي به خود بار ميآورد.2- سامان بخشيدن به مسائل و مشكلات اقتصادي در ايام امتحاناتبدون ترديد مسائل مالي نقشي در نمرات تحصيلي و موفقيت فرزندان ايفا ميكنند. سامان بخشيدن مسائل مالي در زمان امتحانات وظيفهاي مهم است كه بايد والدين آنها را جدي بگيرند.واقعيت آن است كه مسائل مالي گاه عرصه را ب

برچسب: وظيفه,والدين,شروع,فصل,امتحانات,چيست؟, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

من یک انشا طنز با موضوع تقلب در امتحان نوشتم که امیدوارم خوشتون بیاد، شما هم انشا خودتونو در قسمت دیدگاه ها بنویسید تا دوستان استفاده کنند. اسم امتحان که میاد ناخوداگاه به یاد تقلب می افتم ، البته فقط من اینطوری نیستم ، خیلی ها مثل من هستند و به محض اینکه اسم امتحان میاد به فکر تقلب می افتند. من وقتی سر جلسه امتحان هستم و چیزی هم بلد نیستم که بنویسم ، استرس همه وجودمو فرا میگیره و با خودم میگم نکنه مراقب امتحان مچ منو بگیره و ابروم بره . البته در این مواقع ابرو خیلی مهم نیست و اون چیزی که مهمه یه صفر کله گندس. البته یک چیز هست که از صفر کله گنده هم بدتره ، و اون چیزی نیست جز اینکه بعد از امتحا

برچسب: انشا,طنز,مورد,تقلب,جلسه,امتحان, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

نگارش جديدي آمد و مشكل جديد به ارمغان آورد در حالي نگارش 19/1 به قصد رفع اشكالات حين ارسال اطلاعات آمد كه اصلا چنين خبري نبود و براي پيش و حتي دبيرستان ارسال اطلاعات يكمي مشكل شده است من براي كد پيش دانشگاهي خود چنين عمل كردم و ارسال اطلاعات كردم اميد است مشكل شما به همين روش برطرف گردد در هنگام ورود به برنامه در قسمت كد اصلي متوسطه استفاده شده در سناد براي پيش دانشگاهي كد مدرسه متوسطه را بزنيد و در قسمت رمز ورود به سايت رمز سامانه اسكول را بزنيد حالا يا وارد برنامه شويد و يا اينكه از همين جا ارسال اطلاعات به منطقه را بزنيد اگر براي اولين بار بخواهيد اين كار را بكنيد و ارسال اطلاعات به منط

برچسب: چگونگي,ارسال,اطلاعات,پيش,دانشگاهي,نگارش, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

نكات مهم و اساسي -همكاران محترم اگر به اعتبار كاري خودتان اهميت مي دهيد و حيثيت و اعتبار شخصي تان خط قرمز كاريتان مي باشد هيچ وقت بجاي دانش آموز نسبت به درسي اعتراض ندهيد -شما نتايج اوليه را به دانش آموز اعلام كنيد و اعتراضات دانش آموزان در يك فرمي توسط خود دانش ْآموز پر و امضا شود اين فرم احتمال دارد توسط اداره از طريق اتوماسيون به مدارس داده شود و اگر موجود نبود خودتان يك فرمي طراحي نماييد اگر فرم اعتراض نداريد فرم ثبت اعتراض دانش آموزان كه توسطه امتحانات مرند در اختيار مدارس قرار گرفته جهت دانلود و استفاده همكاران در وبلاگ قرار مي گيرد از همكار عزيزمان آقاي قراري كمال تشكر و قدرداني ر

برچسب: دريافت,نتايج,اوليه,دروس,نهايي,درج,اعتراضات,فاينال, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ

ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ

ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ

ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ دیوانه ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ

ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ

ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ، ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ

وحشی بافقی

برچسب: خنده,وحشی,بافقی, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

مدرسه کو کلاس کو تخته و گچ کجا رفت مثل توپ افتاد زمین از تو زمین هوا رفت کیف و کتاب و دفتر از توی دست ما رفت مشق شبم تموم شد بازی با بچه ها رفت پر و پر و پر ، کلاغ پر مدرسه ها بسته شد معلم خوب ما خسته شد و خسته شد حیف که تموم شد امسال راستی چی شد کجا رفت مثل کبوتری بود چرخی زد و هوا رفت بچه ها آی بچه ها یک سال از عمر ما رفت خوبها به یادمان ماند بدها زیاد ما رفت پر و پر و پر ، کلاغ پر دست خدا

برچسب: آخر,سال, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

پدرم میگفت:محبتت را به برگ ها سنجاق مزن که باد با خود می بَرد... محبتت را به آب جویی بریز که با ریشه ها عجین شود... ریشه ها هرگز اسیر باد نیست... مادرم میگفت: پروانه ی محبتت را به تار عنکبوتی بینداز که سیر نباشد... محبتت را به خانه ی دلی بنشان که خیال بیرون شدن ندارد... و یاد معلمم بخیر... هر وقت به آخر خط میرسیدم میگفت:

برچسب: پروانه,محبتت,تار,عنکبوتی,بینداز,سیر,نباشد, نویسنده: نگار مقدم تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:41

صفحه بندی